اولین مروارید
عزیزم نمیدونی چقدر خوشحالم رفته بودیم خونه دختر خالم نسرین که بهت یه خیار داده بودیم بازی کنی
وقتی خیارو ازت گرفتم دیدم چندجاش پوستش کنده شده بابایی گفت چه جوری کنده ؟بازم نفهمیدیم
که عشقم دندون در اورده
فرداش خونه عزیزینا عمه منیر که همیشه چک میکرد دندونای تورو فهمید به
ما گفت خیلی خوشحال بودم تازه فهمیدم النای من راستی راستی بزرگ شده ولی تورو خدا زود بزرگ
نشو این روزاتو خیلی دوست دارم شیرین کاریاتو بازیگوشیاتو عاشق همشونم
النای ناز نازی روز ٢٤آذر ٩١ اولین مروارید سفید خوشگلش در اومد هوراااااااااااااااااااااااا



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مروارید
